دانلود رمان نارفیق از (zahra) - سایت عاشقانه لاو کده

کانال تلگرام عاشقانه لاو کده (کلیک کنید)

شما اینجا هستید : صفحه اصلی » رمان عاشقانه » دانلود رمان نارفیق از (zahra)
دانلود رمان نارفیق از (zahra)

رمان نارفیق

نام رمان : نارفیق

ژانر رمان : عاشقانه – احساسی – اجتماعی

نویسنده : زهرا (zahra) کاربر انجمن لاو کده

تعداد صفحات :

حجم :

ساخته شده :

تایپ شده : http://forum.lovekade.com/thread-254.html

خلاصه رمان :
داستان در مورد دوتا دختر به اسم های رها و مانیا هست که از بچگی با هم دوست بودند و تا حدودی میشد گفت مثه دوتا خواهرن تا دوتا رفیق مانیا توی بچگی مادرش رو از دست داده بود و مادر رها برای اونم مادری کرده بود اوضاع خانوادگیه مانیا و رها هردو در حد متوسط بود دوستی بین اونا خوب بود تا زمانی که… اگه میخوایین بدونین بقیه ماجرا چی میشه و کدوم نا رفیقه این داستانو دنبال کنین…

برای مشاهده و دانلود کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید…

قسمت اول رمان نارفیق :

نا رفیق بودی برام

آهای رفیق با مرام…

رها : کولمو انداختم پشتمو دنبال مانیا از کلاس خارج شدیم.

مانیا صمیمی ترین دوستم بود تا حدی میشه گفت جای خواهر نداشتم بود از بچگی با هم بزرگ شده بودیم

مادر مانیا وقتی 7 سالش بود از دنیا رفته بود و پدرش ورشکسته شده بود و از همون موقع اومده بودند محله ما.

مادرم وقتی فهمیده بود همیشه مانیا رو میاورد خونه خودمونو درست مثه بچه خودش ازش مراقبت میکرد پدرمم

با پادر میانی پدر مانیا رو برد شرکت خودشون و بعد از یه مدتی اوضاعشون یکم بهتر شد. مانیا از من یاد گرفته بود

به مامان من میگفت مامان مریم و اینطوری ما شده بودیم خواهر قسم خورده هم مراقب هم بودیمو به هم کمک میکردیم

به طوریکه همه باور کرده بودند ما خواهریم.

– رها ، رها.

صدای مانیا بود منو به خودم آورد.

– جان رها.

– جانت بی بلا عزیزم.

– مرسی

– میگم اون پسر از فامیلای شما نیست دم مدرسه چیکار میکنه ؟

به سمتی که اشاره میکرد نگاه کردم سالار پسر عموی تا حدودی میشه گفت میلیونر من پسره ی نچسب که من ازش متنفر بودم.

( و خواستگار سمج جنابعالی )

ممنون از یاد آوریت وجدان جان

– باز این خر مگس معرکه پیداش شد.

– کجاش خرمگسه پسر به این خوشتیپی.

صدای مائده یکی از دوستای منو مانیا بود.

– مائدههههه

– باشه بابا چرا میزنی فقط خواستم یکم چشماتو باز کنی به این اورانگوتان ماده نگی خرمگس.

از تشبیهش خندم گرفت آره اورانگوتان ماده بهش بیشتر میومد تا خرمگس.

از بس صورتشو اصلاح میکرد و ابرو بر میداشت با اون هیکل گنده اش اورانگوتان ماده بهترین گزینه بود براش.

دست مانیا رو گرفتمو رفتیم سمت فولوکس قرمز خوشگلم این ماشین ماله بابا بزرگ مادریم بود که بعد فوتش رسیده بود

به مادرم از اونجایی که مامان حوصله رانندگی نداشت من به سن قانونی رسیده بودم گوهی ناممو گرفتمو شدم فولوکس سوار…

دانلود رمان نارفیق

توجه : این رمان به دست نویسنده درحال تایپ میباشد…

 

آرشیو تمامی داستان و رمان های zahra

2+

( 22 روز پيش )
ارسال شده:
انجمن سایت:
  • سه شنبه, 7 شهریور 1396
  • admin-ali
  • بازدید : 76
  • 0 نظر
http://www.lovekade.com/?p=2750
لینک کوتاه مطلب:

نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

کد امنیتی *



درباره سایت

لاو کده با موضوع : مطالب ، داستان ، رمان و... عاشقانه در تاریخ : 1395/4/1 با هدف ارائه بهترین و بروز ترین مطالب فعالیت خود را آغاز کرده... برای اشتراک گذاری مطالب و داستان و رمان و... خود عضو انجمن شده و مطالب خود را در لاو کده به اشتراک بگذارید.... در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهاد با کمال میل در خدمتیم... لاو کده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و کلیه مطالب و فعالیت ها مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. » ادامه درباره ما... »
© کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت عاشقانه لاو کده " میباشد | طراح قالب : تمپ کده
با افتخار قدرت از : نت افراز