شعر بوستان محبت از (پریسا ختائی) - سایت عاشقانه لاو کده


شما اینجا هستید : صفحه اصلی » اشعار عاشقانه » شعر بوستان محبت از (پریسا ختائی)
شعر بوستان محبت از (پریسا ختائی)

* شعر بوستان محبت *

سر بوستان محبت صحبت از عشق و صفا بود
رفتم پی آن در برش عشق ، بی سرو پا بود

برنگشتم بلکه گشتم سر آن در فراسوی زمان
اندکی غافل و سر گشته شدم که کجاست عشق و صفا

بود یکی در همین محفل و غافل از این سودای ما
کی بود عاشقی و مستی و عشق و صفا ؟

این زمان بود که آویخت بر گردن من عشقی را
که از دور شوم محو تماشای نگار

نگار من کجا بودی ؟ کی آمدی و کی شدی نهان ؟
بگذار محو تماشای تو باشم تا که شوی عیان

گوشم نشود سمع و چشم پی گردون
تا که آری نفسی در دل و قلبم یاد ایام قدیم.

* پریسا ختائی *

 

آرشیو تمامی اشعار پریسا ختائی

3+

( 83 روز پيش )
ارسال شده:
انجمن سایت:
  • چهارشنبه, 8 شهریور 1396
  • mraliw
  • بازدید : 88
  • 0 نظر
http://www.lovekade.com/?p=2770
لینک کوتاه مطلب:

نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

کد امنیتی *



درباره سایت

لاو کده با موضوع : مطالب ، داستان ، رمان و... عاشقانه در تاریخ : 1395/4/1 با هدف ارائه بهترین و بروز ترین مطالب فعالیت خود را آغاز کرده... برای اشتراک گذاری مطالب و داستان و رمان و... خود عضو انجمن شده و مطالب خود را در لاو کده به اشتراک بگذارید.... در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهاد با کمال میل در خدمتیم... لاو کده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و کلیه مطالب و فعالیت ها مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. » ادامه درباره ما... »
© کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت عاشقانه لاو کده " میباشد | طراح قالب : تمپ کده
با افتخار قدرت از : نت افراز