اشعار عاشقانه - صفحه 2 از 9 - سایت عاشقانه لاو کده


شما اینجا هستید : صفحه اصلی » دسته‌ بندی "اشعار عاشقانه" (صفحه 2)
شعر راز و نیاز از پریسا ختائی
* شعر راز و نیاز * در نمازم تو را میجویم ای دوست در نمازم میکنم راز و نیاز با تو ای دوست در نمازم هست ایمانم به یقین یعنی الحمد الله رب العالمین برای شکر تو میکنم هر چه توانم پس بگیر دستم تا طلوع آغاز توانم تا توانم میبرم بالا تو را پای شیطان نیست هر گاه در بر تو را تا مسیری هست شیطان ، همراه ...
  • سه شنبه, 14 شهریور 1396
  • پریسا ختائی
  • بازدید : 100
  • ارسال نظر
شعر نیکی از پریسا ختائی
* شعر نیکی * هر که نیکی کند در سیر آفاق تمام خراباتش بکاهد زیر آوار در آن بخشش و خداوندیست در کار گیرم مستی برخیز و باش هوشیار عیب مردم مگو ، دور از انسانیت مباش که به جرم زبان ، شاید عیب تو هم گردد فاش گویند آن ناظر عشقی که کشد بند نقابت زان مرغ بهشتی که دهد دانه وآبت بدان هرچه هست در دنیا همه ...
  • دوشنبه, 13 شهریور 1396
  • پریسا ختائی
  • بازدید : 106
  • ارسال نظر
شعر داغون از کوثر تبرائی
* شعر داغون * یه تیغ ، یه دست ، یه فشار یه صندلی ، یه طناب دار تیغ ، رگ ، کلی خون یه ظاهر آروم ، باطنی داغون تیغ ، دست یه مداد یه روانی با داد و بیداد تیغ ، دختر ، گریه یه پنجره ، یه آسمون و کلی گله تیغ ، جیغ ، گریه و زار یه دختر از زندگی بیزار تیغ ، دست ، یه ...
  • دوشنبه, 13 شهریور 1396
  • کوثر تبرائی
  • بازدید : 110
  • ارسال نظر
شعر خدا از پریسا ختائی
* شعر خدا * شهرت نام و نشان از بر من نیست شود جسم و جانم همه را عالم خاک نیست شود چه کنم تا بدهی نام و نشانی از خود؟ بسپارم دل و جان بر ره تو ، تا که جان نیست شود منی که من نبدم دست فلک ، شب و روز شد همه جا چه نشانی بدهی در پی راهم که فلک نیست ...
  • یکشنبه, 12 شهریور 1396
  • پریسا ختائی
  • بازدید : 152
  • 2 نظر
شعر چه کنم از (پریسا ختائی)
* شعر چه کنم ؟ * قلم بر دست گرفتم و گفتم ای یار چه کنم ؟ در این بتخانه افتادم خواهم که برخیزم چه کنم ؟ همه از بت ساخته خود گویند سخن ، من چه گویم ؟ عالم و عادل بگویم یار بی جان وشاهد من چه گویم ؟ از وصف تو حیرانم گر آزاد کنی غرقه ذهن را چه کنم ؟ گر شکافتی ...
  • شنبه, 11 شهریور 1396
  • پریسا ختائی
  • بازدید : 106
  • ارسال نظر
شعر تیغ از (کوثر تبرائی)
* شعر تیغ * با تیغ اسمتو نوشتم بین رگ های دستم پشت پنجرہ کلی گریه کردم پر خون شـده بود دستم روی دستم با خون اسم مقدست نوشته یکی تو گوشم میخونه آغوشت تکه ای از بهشته با تیغ اسمتو نوشتم ولی تو نبـودی ڛرنوشتم این شعرام واسه توست همشو از نو نوشتم... * کوثر تبرائی *   آرشیو تمامی اشعار کوثر تبرائی
  • شنبه, 11 شهریور 1396
  • کوثر تبرائی
  • بازدید : 87
  • ارسال نظر


درباره سایت

لاو کده با موضوع : مطالب ، داستان ، رمان و... عاشقانه در تاریخ : 1395/4/1 با هدف ارائه بهترین و بروز ترین مطالب فعالیت خود را آغاز کرده... برای اشتراک گذاری مطالب و داستان و رمان و... خود عضو انجمن شده و مطالب خود را در لاو کده به اشتراک بگذارید.... در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهاد با کمال میل در خدمتیم... لاو کده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و کلیه مطالب و فعالیت ها مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. » ادامه درباره ما... »
© کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت عاشقانه لاو کده " میباشد | طراح قالب : تمپ کده
با افتخار قدرت از : نت افراز