دلم میسوزد برای دختری که دوست داشت... - سایت عاشقانه لاو کده

دلم میسوزد برای دختری که دوست داشت... - سایت عاشقانه لاو کده

مطالب محبوب
  • رمان فصل سرد رفاقتخلاصه رمان فصل سرد رفاقت :داستان در مورد دوتا دختر به اسم های رها و مانیا هست که از بچگی با هم دوست بودند و تا حدودی ...
  • رمان خانم خاص و آقای مهربونخلاصه رمان خانم خاص و آقای مهربون :داستان در مورد یه دختر و پسر به اسم سارا و امیر هست که در 2 خانواده خیلی ...
آخرین های ولنتاین
دلم میسوزد برای دختری که دوست داشت…

دلم میسوزد…

برای دختری که دوست داشت

و در آتش دوست داشتن خاکستر شد…

برای پسری که عاشقانه پرستید

و نتوانست بگوید…

برای کسانی که بیدار خفته اند…

برای خودم که با این دنیا بیگانه ام…

برای عشقی که به دست آوردنش برایم مجاز نیست…

و من عاشق همین غیر مجاز بودن شدم…

برای کسی که رفت

برای آنهایی که ترسیدن را سرمشق کردند…

برای دنیایی که بی انصافی را مایه ارزشمندی قرار داد…

کاش هیچگاه دلت نسوزد!

و به جای آتش در دلت گل بشکفد…

* دلنوشته از : mahsas *

15+
  • 593 روز پيش
  • 304 بار
  • 15+ لایک
  • 3 کامنت
http://www.lovekade.com/?p=335
لینک کوتاه:
نظرات این مطلب
کوثر
چهارشنبه 16 تیر 139500:33

خیلی قشنگ بود
دلم واسه دختره سوخت ×_×

پاسخ دادن

Masom
چهارشنبه 16 تیر 139509:33

ما لال به دنیا نیامدیم
ولی همنشینی با خیلی ها لالمان کرد

ما احمق به دنیا نیامدیم
ولی خیلی ها از سادگی ما سوءاستفاده کردند

ما دروغگو به دنیا نیامدیم
ولی دورنگی خیلی ها بی اعتمادمان کرد

ما گیج و منگ به دنیا نیامدیم
ولی کلاشی خیلی ها مارا ضربه مغزی کرد

ما بازیگر به دنیا نیامدیم
ولی پانتومیم خاطرات نقاشیمان کرد

چقدر دروغ…؟! چقدر نیرنگ..؟!
تا کی قرار است هرکسی جز خودمان باشیم…؟!!

پاسخ دادن

آیناز
پنج شنبه 17 تیر 139516:31

باز باران،
با بهانه،
با نواهای فراوان
می‌خورد بر پشت شیشه

من در آن تاریکی شب
خیره مانده
پشت شیشه
سایه‌ها لرزان و ترسان

یادم آرد روز باران:
رفتی از پیشم چه غمگین
سرد و سنگین
سوی فرداهای پنهان

من جوانی بیست ساله
شاد و سرخوش
خام و مدهش
مست و پر راز و رمنده

با دو بال چون فرشته
می‌پریدم همچو جادو
می‌شنیدم از لب تو،
قصه‌های عاشقانه

هر چه می‌گفتی تو ای یار
بود زیبا و فریبا
شاد بودم
با سرودت می‌سرودم

ای دریغا، بس دریغا
«آسمان گردید تیره»
بسته شد درهای رویا
ریخت کاخ آرزوها

من رها گشتم در این سو
تو گریزان از فرا سو
ساعت دیوانه نالان
قطره‌های تیز باران

من بماندم پشت شیشه
خیره بر دنیای تیره
دل پریشان، چشم گریان

اندک اندک باد پیچید
برد این ابر پریشان
وز پس آن تیره دنیا
گشت خورشیدم نمایان

بس دلارا بود دنیا
وه چه زیبا بود دنیا!
مست از عطر جوانی
گشت دنیایم فسانه

«بشنو از من کودک من»
همدم خوب و فریبا
گر نباشد همره تو وقت باران
نیست زیبا، نیست زیبا، نیست زیبا

پاسخ دادن

ارسال نظرات

کد امنیتی *

مطالب پر طرفدار
آخرین نظرات
  • mraliw : سلام مشکل رفع شد... :)...
  • mraliw : اصلاح شد......
  • mona.n : سلام چرا دانلود نمیشه...
  • مهدی : مبینا خانوم واقعیت های اطراف ما و جامعه ی ما با توجه کردن ما راه به جایی نمیبره....
  • ناشناس : چطوری دان کنم لینک نداره که😡😡...
  • Ali : خو تو که به اینا اعتقاد نداری آخه چرا میای تو این سایت اصلا چیکار به بقیه داری ب...
  • مدیا : فک کنم منظورش یه پسر سبزه باشه...
  • مبینا : کافر همه را به کیش خود پندارد من اصلن قصد پز دادن دوستم رو به شماها نداشتم و این...
  • mraliw : ممنون :)...
  • محبوبه : شب یلدا رو به همه لاوکده ای ها تبریک میگم وامیدوارم که توی این شب زیبا شاد باشید...
درباره سایت
لاو کده با موضوع : مطالب ، داستان ، رمان و... عاشقانه در تاریخ : 1395/4/1 با هدف ارائه بهترین و بروز ترین مطالب فعالیت خود را آغاز کرده...برای اشتراک گذاری مطالب و داستان و رمان و... خود عضو انجمن شده و مطالب خود را در لاو کده به اشتراک بگذارید....در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهاد با کمال میل در خدمتیم...لاو کده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و کلیه مطالب و فعالیت ها مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. » ادامه درباره ما... »
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت عاشقانه لاو کده " بوده و هرگونه کپی برداری ممنوع می باشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده
قدرت گرفته از : نت افراز