دانلود داستان انگشتر از (ایلیا) - سایت لاو کده


شما اینجا هستید : صفحه اصلی » داستان عاشقانه » دانلود داستان انگشتر از (ایلیا)
دانلود داستان انگشتر از (ایلیا)

داستان انگشتر

نام داستان : داستان انگشتر

ژانر داستان : مذهبی

نویسنده : ایلیا کاربر انجمن لاو کده

تعداد صفحات : 22

حجم : 372 kb

ساخته شده : pdf

تایپ شده : http://forum.lovekade.com/thread-196.html

خلاصه داستان :

داستان کوتاه انگشتر در مورد یه خانواده حاج نصرت هست حاجی مرد با خدایی بود که توی بازارچه فرش یزد یه حجره داشت حاجی یه انگشتر داشت معروف به انگشتر حاج نصرت این انگشتر ماله جد بزرگ حاجی بود که اسم اونم نصرت بود از قدیم این انگشتر به مشکل گشا معروف بود روی انگشتر نام حضرت عباس نفش بسته بود و هرکسی مشکلی داشت این انگشتر مشکلشو حل میکرد جاج نصرت همیشه ذکر لبش حضرت عباس و مصیبتش بود اسم پسرشم ابوالفضل گذاشته بود تا خادم دربار امام حسین باشه. اما ابوالفضل جوری نمیشه که حاج نصرت انتظار داشته. همیشه میگفت عموم عباس باب الحوائجه هرکی رفته دم در خونش دست خالی برنگشته حاجی دورترین سفری که رفته بود مشهد بود و تا آخرین لحظات عمرش در آرزوی رفتن به کربلا میمونه و… حاجی فوت میکنه و انگشترش گم میشه…

برای مشاهده و دانلود کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید…

قسمت اول داستان انگشتر :

به ژولیده نیشابوری گفتند به صورت بداهه شعری بگو درباره حضرت عباس علیه

السلام که 5 عدد کلمه (چشم) درش به کار رفته باشد. این شاعر اهل بیت علیهم السلام

شعری سرود که 10 کلمه چشم در آن به کار رفته بود.

*

چشم ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود

محو چشمم، چشم ها و چشم من بر آب بود

چشم گفتم، چشم دادم، چشم پوشیدم، ز آب

من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود

*

دانای کل حاجی کرکره ی حجره رو میده بالا

– بسم الله خدایا با توکل به تو

در حجره رو باز کرد و داخل شد عادت داشت همیشه وقتی که حجره رو باز میکرد بسم الله

میگفت سه بار آیه الکرسی میخوند بعد رزق روز رو میسپار دست اون بالایی و متوسل میشد به

امام حسین. اول صبح بگویید حسین جان رخصت تا که رزق از کرم سفره ی ارباب رسد.

زمان مدرسه بود و شاگردش چون مدرسه میرفت صبح ها نمیتونست بیاد.

شاگردش امیر پسر شونزده ساله ایی بود که دوسال پیش پدرش رو از دست داده بود و با مادر

و دوتا خواهرش زندگی میکرد مادرش مریض بود و امیر تنها نان آور خانواده. دو سال رو بخاطر

فوت پدرش نتونسته بود درسش رو بخونه اما حاجی زیر پرو بالشو گرفت هم توی حجره بهش

کار داد هم مخارج درس و مدرسه امیرو داد امیرهم بخاطر همین لطف ها خودشو مدیون حاج

نصرت میدونست و با خودش عهد کرده بود که یه روزی این لطف حاج نصرت رو جبران کنه.

توی حجره ی حاجی بجز خودشو امیر مش رحیم هم کار میکرد و شب ها هم همونجا توی

حجره میموند مش رحیم خانوادشو از دست داده بود و الان تک و تنها توی حجره حاجی یه

اتاقک داشت و همونجا زندگی میکرد.

– مش رحیم ؟! مش رحیم کجایی

-بله حاجی…

ادامه داستان در کتاب pdf…

دانلود داستان انگشتر

10+
لینک های دانلود
آموزش دانلود
برای دانلود روی لینک دانلود راست کلیک کنید و گزینه save link as... را بزنید.

قالب ساز آنلاین

( 281 روز پيش )
ارسال شده:
انجمن سایت:
  • جمعه, 23 مهر 1395
  • admin-ali
  • بازدید : 204
  • 4 نظر
http://www.lovekade.com/?p=870
لینک کوتاه مطلب:

نظرات این مطلب

باران
شنبه 24 مهر 1395 | 20:17

علی جان یه پیشنهاد
چرا برای رمان و داستان ها کادر نمیذاری؟؟؟
این کار باعث زیبایی بیشتر ظاهر داستان میشه 🙂

[پاسخ دادن]

پاسخ : admin-ali (مهر 25ام, 1395 13:34)

لذت خوندن داستان و رمان تو همین ساده بودن محیط کتاب هست…
کادر باعث شلوغی و خسته کننده میشه !

[پاسخ دادن]

ردیاب خودرو
جمعه 30 مهر 1395 | 09:15

بسیار زیبا بود، ممنونم از شما

[پاسخ دادن]

پاسخ : ایلیا (آبان 3ام, 1395 09:19)

🙂

[پاسخ دادن]

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

کد امنیتی *



درباره سایت

لاو کده با موضوع : مطالب ، داستان ، رمان و... عاشقانه در تاریخ : 1395/4/1 با هدف ارائه بهترین و بروز ترین مطالب فعالیت خود را آغاز کرده... برای اشتراک گذاری مطالب و داستان و رمان و... خود عضو انجمن شده و مطالب خود را در لاو کده به اشتراک بگذارید.... در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهاد با کمال میل در خدمتیم... لاو کده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و کلیه مطالب و فعالیت ها مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. » ادامه درباره ما... »
© کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت لاو کده " میباشد | طراح قالب : تمپ کده
با افتخار قدرت از : نت افراز